وقتی از اوتیسم صحبت میشود، ذهن بسیاری از افراد ابتدا به سمت کودکان میرود.
کودکی که در برقراری ارتباط با دیگران متفاوت به نظر میرسد، به بعضی صداها یا محرکها حساس است یا رفتارهای تکراری دارد. بخش بزرگی از اطلاعاتی که در جامعه درباره اوتیسم وجود دارد نیز حول تشخیص زودهنگام، والدین، مدرسه و دوران کودکی شکل گرفته است.
اما یک سؤال مهم معمولاً کمتر مطرح میشود:
اگر کسی در کودکی تشخیص داده نشده باشد، چه اتفاقی میافتد؟
بعضی افراد ممکن است سالها با احساس «متفاوت بودن» زندگی کنند، بدون اینکه دلیل مشخصی برای آن داشته باشند. شاید از دوران مدرسه متوجه شده باشند که بعضی موقعیتهای اجتماعی برایشان پیچیدهتر است. شاید محیطهای شلوغ و پرسر و صدا بیش از حد خستهکننده بودهاند. شاید همیشه به برنامه و پیشبینیپذیری بیشتری نیاز داشتهاند یا برای فهمیدن قواعد نانوشته ارتباط با دیگران، ناچار بودهاند آنها را آگاهانه یاد بگیرند.
با این حال، ممکن است هیچکس این تجربههای پراکنده را در کنار یکدیگر قرار نداده باشد.
برای بعضی افراد، این وضعیت تا نوجوانی یا حتی سالها پس از ورود به بزرگسالی ادامه پیدا میکند. گاهی فرد پس از مطالعه درباره اوتیسم، دیدن تجربه افراد دیگر یا مواجهه با فشارهای بیشتر زندگی، برای اولین بار این سؤال را از خود میپرسد:
آیا ممکن است من در تمام این سالها در طیف اوتیسم بوده باشم، اما کسی متوجه آن نشده باشد؟
این سؤال بهتنهایی به معنای اوتیستیک بودن فرد نیست و تشخیص اوتیسم نیازمند ارزیابی تخصصی است. اما تشخیص دیرهنگام یا شناسایی دیرتر ویژگیهای اوتیسم در بعضی افراد واقعیتی شناختهشده است.
این موضوع بهویژه برای افرادی اهمیت پیدا میکند که در گذشته ممکن بود با اصطلاحاتی مانند «اسپرگر» شناخته شوند یا امروز در چارچوب اختلال طیف اوتیسم و سطوح نیاز به حمایت بررسی شوند. با این حال، این مقاله قرار نیست فقط درباره اسپرگر یا اوتیسم سطح ۱ باشد. آن موضوع را در مقالهای جداگانه و با جزئیات بیشتری بررسی میکنیم.
در این مقاله ابتدا به این سؤال پاسخ میدهیم که اوتیسم در بزرگسالی چیست، چرا بعضی افراد تا بزرگسالی متوجه احتمال اوتیسم خود نمیشوند و چه ویژگیهایی ممکن است در زندگی یک فرد بزرگسال دیده شوند.
اوتیسم در بزرگسالی چیست؟
اوتیسم یا اختلال طیف اوتیسم یک وضعیت رشدی عصبی است. به همین دلیل، عبارت «اوتیسم در بزرگسالی» به این معنا نیست که فرد ناگهان در بزرگسالی اوتیستیک شده است.
ویژگیهای مرتبط با اوتیسم ریشه در دوره رشد دارند، اما ممکن است تا سالها شناسایی نشده باشند.
در واقع، فردی که در طیف اوتیسم قرار دارد، با رسیدن به ۱۸ سالگی از طیف خارج نمیشود. آنچه ممکن است تغییر کند، شرایط زندگی، انتظارات محیط و نحوه دیده شدن ویژگیهای فرد است.
برای مثال، کودکی که بخش زیادی از زندگیاش در محیطی نسبتاً مشخص و قابل پیشبینی میگذرد، ممکن است بتواند با چالشهای خود سازگار شود. اما همان فرد در بزرگسالی ممکن است با محیط کار، روابط پیچیدهتر، مسئولیتهای متعدد و تغییرات غیرمنتظرهای روبهرو شود که مدیریت آنها برایش دشوارتر است.
همچنین باید به یک نکته مهم توجه کرد: اوتیسم یک تجربه یکسان برای همه افراد نیست.
دو فرد ممکن است هر دو در طیف اوتیسم قرار داشته باشند، اما تجربه روزمره کاملاً متفاوتی داشته باشند. یک نفر ممکن است بیشتر با محرکهای حسی درگیر باشد، فرد دیگری در بعضی موقعیتهای اجتماعی چالش بیشتری تجربه کند و فرد دیگری بیش از هر چیز از تغییرات ناگهانی یا ابهام فشار بگیرد.
به همین دلیل از واژه «طیف» استفاده میشود. نمیتوان یک ظاهر، شخصیت یا مجموعه مشخص از رفتارها را به همه افراد اوتیستیک نسبت داد.
نکته مهم: داشتن یک یا چند ویژگی که گاهی با اوتیسم مرتبط هستند، بهتنهایی به معنای اوتیستیک بودن فرد نیست. ویژگیهای انسانی همپوشانی زیادی با یکدیگر دارند و بعضی تجربهها میتوانند دلایل دیگری نیز داشته باشند.
چرا بعضی افراد تا بزرگسالی متوجه اوتیسم خود نمیشوند؟
این شاید یکی از مهمترین سؤالها درباره اوتیسم در بزرگسالان باشد.
اگر اوتیسم یک وضعیت رشدی است، چرا ممکن است فرد تا ۲۰، ۳۰، ۴۰ سالگی یا حتی بیشتر متوجه آن نشود؟
پاسخ معمولاً یک دلیل ساده ندارد. چند عامل میتوانند در کنار یکدیگر باعث شوند ویژگیهای فرد در کودکی و نوجوانی شناسایی نشوند.
تصویر عمومی از اوتیسم محدود بوده است
برای سالها، تصویر رایج از اوتیسم بیشتر حول نمونههای مشخص و آشکار شکل گرفته است. بسیاری از مردم تصور میکنند اگر فردی اوتیستیک باشد، باید از همان کودکی ویژگیهای خاصی را به شکلی کاملاً واضح نشان دهد.
این تصور میتواند باعث شود افرادی که با تصویر کلیشهای رایج مطابقت ندارند، اصلاً در مسیر ارزیابی قرار نگیرند.
ممکن است فردی صحبت کند، تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، شاغل باشد، رابطه عاطفی داشته باشد یا زندگی مستقلی را تجربه کند و با این حال، همچنان بعضی ویژگیهای مرتبط با اوتیسم را داشته باشد.
موفقیت در یک بخش از زندگی، اطلاعات کاملی درباره تجربه فرد در بخشهای دیگر به ما نمیدهد.
فرد یاد گرفته با محیط سازگار شود
بعضی افراد از سنین پایین شروع میکنند به مشاهده دیگران و یاد گرفتن قواعدی که برای بسیاری از افراد بهصورت طبیعیتر شکل میگیرند.
ممکن است فرد قبل از یک موقعیت اجتماعی درباره آنچه باید بگوید فکر کند، واکنش دیگران را تقلید کند یا برای موقعیتهای مختلف مجموعهای از قواعد ذهنی داشته باشد.
گاهی این سازگاری آنقدر ادامه پیدا میکند که حتی خود فرد نیز متوجه نمیشود برای انجام بعضی کارهایی که برای دیگران عادی به نظر میرسند، چه میزان انرژی مصرف میکند.
این موضوع میتواند با مفاهیمی مانند ماسکینگ یا کاموفلاژ اجتماعی مرتبط باشد؛ موضوعی که نیاز به بررسی مستقل دارد.
مقاله مرتبط: ماسکینگ در اوتیسم چیست و چرا بعضی افراد سالها متوجه اوتیسم خود نمیشوند؟
ویژگیها به شخصیت فرد نسبت داده شدهاند
بعضی افراد از کودکی با توصیفهایی مانند «خیلی حساس»، «درونگرا»، «خجالتی»، «عجیب»، «وسواسی»، «بیش از حد جدی» یا «سختگیر» شناخته شدهاند.
البته هیچکدام از این ویژگیها بهتنهایی نشانه اوتیسم نیستند. اما گاهی مجموعهای از تجربهها بهجای اینکه بهصورت یک الگوی کلی بررسی شوند، فقط با برچسبهای پراکنده توضیح داده شدهاند.
عملکرد تحصیلی یا شغلی خوب، توجه را منحرف کرده است
یکی از برداشتهای نادرست این است که فردی که در تحصیل یا کار موفق است، نمیتواند در طیف اوتیسم قرار داشته باشد.
اما عملکرد بیرونی همیشه نشان نمیدهد فرد برای رسیدن به آن عملکرد چه میزان انرژی مصرف میکند.
ممکن است فرد در یک حوزه تخصصی بسیار توانمند باشد، اما همزمان برای مدیریت جلسات، تغییرات ناگهانی، روابط کاری یا محیطهای پرتحریک، فشار زیادی را تجربه کند.
زندگی در بزرگسالی پیچیدهتر میشود
یکی از دلایلی که بعضی افراد تازه در بزرگسالی شروع به بررسی اوتیسم میکنند، افزایش پیچیدگی زندگی است.
در بزرگسالی، فرد ممکن است همزمان با موضوعات مختلفی روبهرو شود:
- مسئولیتهای شغلی
- تعاملات اجتماعی بیشتر
- جلسات و ارتباطات کاری
- روابط عاطفی
- مدیریت زندگی مستقل
- تصمیمگیریهای متعدد
- تغییرات غیرمنتظره
- نیاز به مدیریت چند موضوع در یک زمان
ممکن است روشهایی که فرد سالها برای سازگار شدن با محیط استفاده کرده، در یک مرحله دیگر از زندگی دیگر کافی نباشند. در چنین شرایطی، تفاوتهایی که قبلاً قابل مدیریت بودند، ممکن است واضحتر شوند.
علائم و ویژگیهای اوتیسم در بزرگسالان
وقتی درباره «علائم اوتیسم در بزرگسالان» صحبت میکنیم، نباید به دنبال یک چکلیست ساده باشیم که با چند پاسخ مثبت بتوان نتیجهگیری کرد.
افراد اوتیستیک بسیار متفاوت هستند و همه آنها همه ویژگیهای زیر را تجربه نمیکنند.
همچنین بعضی از این ویژگیها در افراد غیر اوتیستیک نیز دیده میشوند. اهمیت موضوع در الگوی کلی تجربه فرد، سابقه رشد و نحوه تأثیر این ویژگیها بر زندگی اوست.
۱. تفاوت در ارتباط و تعاملات اجتماعی
بعضی بزرگسالان اوتیستیک ممکن است در برخی جنبههای ارتباط و تعامل اجتماعی تجربه متفاوتی داشته باشند.
برای مثال:
- درک بعضی قواعد نانوشته اجتماعی برایشان دشوار باشد.
- گفتوگوهای کوتاه و غیررسمی برایشان مصنوعی یا خستهکننده باشد.
- تشخیص زمان مناسب برای ورود به یک گفتوگو دشوار باشد.
- در بعضی موقعیتها منظور غیرمستقیم دیگران را متفاوت تفسیر کنند.
- با ابهام در ارتباطات راحت نباشند.
- پس از تعاملات اجتماعی طولانی به زمان بیشتری برای بازیابی انرژی نیاز داشته باشند.
این موضوع به این معنا نیست که افراد اوتیستیک علاقهای به ارتباط یا دوستی ندارند.
فرد اوتیستیک میتواند روابط عمیق، صمیمی و مهمی داشته باشد. تفاوت ممکن است بیشتر در شیوه تجربه و مدیریت بعضی موقعیتهای اجتماعی دیده شود، نه در نداشتن علاقه به دیگران.
۲. نیاز به پیشبینیپذیری و دشواری در مواجهه با تغییر
برای بعضی افراد، دانستن اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد، چه زمانی اتفاق میافتد و چگونه باید با آن مواجه شوند، اهمیت زیادی دارد.
تغییرات ناگهانی، برنامههای نامشخص یا موقعیتهای مبهم ممکن است فشار بیشتری ایجاد کنند.
برای مثال، فرد ممکن است ترجیح دهد:
- برنامه روزانه نسبتاً مشخصی داشته باشد.
- قبل از تغییرات مهم، فرصت آماده شدن داشته باشد.
- بداند در یک موقعیت جدید چه انتظاری از او وجود دارد.
- برای انجام بعضی کارها روش مشخص خود را حفظ کند.
البته علاقه به برنامهریزی یا ناراحت شدن از تغییر، بهتنهایی نشانه اوتیسم نیست. مسئله میتواند میزان فشار ناشی از تغییر، شدت آن و تأثیرش بر زندگی فرد باشد.
۳. علایق عمیق و متمرکز
بعضی افراد اوتیستیک ممکن است به موضوعات مشخصی علاقه عمیق و متمرکز داشته باشند.
ممکن است فرد زمان زیادی را صرف یادگیری، تحقیق، جمعآوری اطلاعات یا صحبت کردن درباره یک موضوع کند. این علاقه میتواند برای فرد منبع لذت، آرامش یا تمرکز عمیق باشد.
اما داشتن یک علاقه شدید بهتنهایی نشانه اوتیسم نیست. بسیاری از افراد غیر اوتیستیک نیز در موضوعات مورد علاقه خود عمیق میشوند.
بنابراین، صرفاً اینکه فرد «خیلی به یک موضوع علاقه دارد» اطلاعات کافی برای نتیجهگیری درباره اوتیسم ارائه نمیدهد.
۴. تفاوتهای حسی
محیط اطراف برای همه افراد به یک شکل تجربه نمیشود.
بعضی افراد ممکن است نسبت به صدا، نور، بو، لمس یا شلوغی حساسیت بیشتری داشته باشند. محرکی که برای یک نفر قابل تحمل یا حتی غیرقابل توجه است، ممکن است برای فرد دیگری بسیار آزاردهنده باشد.
برای مثال:
- صدای همزمان چند نفر باعث فشار یا خستگی شود.
- نور شدید یا بعضی نورهای مصنوعی آزاردهنده باشند.
- برخی بوها بیش از حد شدید تجربه شوند.
- بافت بعضی لباسها ناخوشایند باشد.
- محیطهای شلوغ بهسرعت باعث خستگی شوند.
برخی افراد نیز ممکن است در بعضی زمینهها به دنبال محرک حسی بیشتری باشند. تجربههای حسی میتوانند در افراد مختلف بسیار متفاوت باشند.
۵. رفتارهای تکراری و روشهای خودتنظیمی
بعضی افراد برای مدیریت هیجان، تنش، انرژی یا محرکهای محیطی، رفتارهای تکراری خاصی دارند.
این رفتارها میتوانند شکلهای بسیار متفاوتی داشته باشند؛ از حرکتهای کوچک و تکراری گرفته تا بازی کردن با یک شیء یا تکرار بعضی الگوها.
یکی از مفاهیمی که در این زمینه مطرح میشود، Stimming است. اما این موضوع گستردهتر از آن است که بتوان آن را در چند خط توضیح داد و همه رفتارهای تکراری نیز لزوماً یک معنی ندارند.
۶. خستگی ناشی از تلاش دائمی برای سازگار شدن
بعضی بزرگسالان ممکن است بخش زیادی از انرژی خود را صرف مدیریت محیط کنند.
ممکن است لازم باشد در یک جلسه دائماً به این فکر کنند که چه زمانی باید صحبت کنند، در محیطی شلوغ محرکهای آزاردهنده را تحمل کنند یا پس از یک روز پر از تعامل اجتماعی، زمان زیادی برای بازیابی انرژی نیاز داشته باشند.
از بیرون ممکن است فرد کاملاً عادی یا حتی بسیار موفق به نظر برسد، اما تجربه درونی او متفاوت باشد.
در برخی موارد، فشار طولانیمدت ناشی از تلاش برای سازگاری میتواند با تجربهای که از آن با عنوان فرسودگی اوتیستیک یا Autistic Burnout یاد میشود مرتبط باشد.
مقاله مرتبط: فرسودگی اوتیستیک چیست؟ آشنایی با Autistic Burnout
همه افراد اوتیستیک شبیه یکدیگر نیستند
یکی از مشکلات تصویرهای کلیشهای درباره اوتیسم این است که باعث میشوند افراد به دنبال یک الگوی مشخص بگردند.
در حالی که ممکن است دو فرد اوتیستیک در بسیاری از جزئیات زندگی خود تفاوت زیادی داشته باشند.
یک نفر ممکن است روابط اجتماعی زیادی داشته باشد، اما بعد از آنها کاملاً خسته شود. فرد دیگری ممکن است از ابتدا تعاملات اجتماعی کمتری را ترجیح دهد.
یک نفر ممکن است حساسیت شدیدی به صدا داشته باشد، اما فرد دیگری بیشتر با نور یا لمس درگیر باشد.
یک فرد ممکن است علاقه عمیق خود را آشکارا دنبال کند، در حالی که فرد دیگری یاد گرفته باشد آن را کمتر در معرض دیگران قرار دهد.
به همین دلیل، نداشتن یک ویژگی خاص یا شبیه نبودن به تصویری که از یک فرد اوتیستیک در ذهن داریم، بهتنهایی چیزی را ثابت نمیکند.
اوتیسم را نمیتوان فقط با نگاه کردن به ظاهر، شخصیت یا سبک زندگی یک فرد تشخیص داد.
آیا ممکن است فرد تا بزرگسالی نداند در طیف اوتیسم قرار دارد؟
بله، ممکن است.
بعضی افراد تا زمانی که با اطلاعات بیشتری درباره اوتیسم آشنا نشوند، اصلاً احتمال قرار گرفتن خود در طیف را بررسی نمیکنند.
گاهی یک اتفاق مشخص باعث میشود فرد به گذشته خود با نگاه متفاوتی نگاه کند. برای مثال:
- یکی از اعضای خانواده در مسیر ارزیابی اوتیسم قرار میگیرد.
- فرد درباره اوتیسم در بزرگسالان مطالعه میکند.
- با تجربه افراد اوتیستیک دیگر آشنا میشود.
- فشارهای زندگی و کار افزایش پیدا میکنند.
- تلاشهای قبلی برای سازگار شدن دیگر کافی نیستند.
در این مرحله، بعضی افراد شروع میکنند به مرور کردن گذشته خود؛ تجربههای دوران مدرسه، دوستیها، محیطهای شلوغ، روابط اجتماعی و موقعیتهایی که همیشه برایشان دشوارتر از دیگران بودهاند.
این فرایند برای بعضی افراد میتواند همراه با احساس سردرگمی یا حتی بازنگری در تصویری باشد که سالها از خود داشتهاند.
با این حال، یک نکته باید روشن باشد:
شناختن خود در توضیحات مربوط به اوتیسم، با تشخیص رسمی اوتیسم یکسان نیست.
ممکن است مطالعه درباره اوتیسم نقطه شروعی برای شناخت بهتر خود باشد، اما نتیجهگیری قطعی نیازمند بررسی دقیقتر است.
اوتیسم سطح ۱، اوتیسم خفیف و اسپرگر چه تفاوتی دارند؟
بسیاری از بزرگسالانی که برای اولین بار درباره احتمال اوتیسم خود تحقیق میکنند، با اصطلاحاتی مانند «اسپرگر»، «اوتیسم خفیف» و «اوتیسم سطح ۱» روبهرو میشوند.
این اصطلاحات همیشه به یک معنا نیستند و پیشینه و کاربرد متفاوتی دارند.
برای مثال، اصطلاح «سندرم اسپرگر» در طبقهبندیهای گذشته بهعنوان یک تشخیص مستقل استفاده میشد، اما در طبقهبندیهای جدید به همان شکل یک تشخیص مستقل نیست.
از طرف دیگر، اصطلاح «اوتیسم خفیف» نیز میتواند گمراهکننده باشد. ممکن است فرد در بعضی موقعیتها نیاز به حمایت کمتری داشته باشد، اما در شرایط دیگر با چالشهای جدی مواجه شود.
به همین دلیل، توضیح دقیق این اصطلاحات نیازمند مقالهای مستقل است.
مقاله مرتبط: اوتیسم سطح ۱ چیست؟ تفاوت اوتیسم خفیف، اسپرگر و Autism Level 1
چرا درباره اوتیسم در بزرگسالان کمتر صحبت شده است؟
با وجود افزایش آگاهی درباره اوتیسم، بخش بزرگی از اطلاعات، خدمات و گفتگوهای عمومی در بسیاری از جوامع همچنان حول دوران کودکی شکل گرفتهاند.
این موضوع تا حدی قابل درک است، زیرا تشخیص و حمایت در دوران کودکی اهمیت زیادی دارند. اما تمرکز زیاد بر کودکان میتواند یک خلأ ایجاد کند: افرادی که در کودکی تشخیص داده نشدهاند، ممکن است در بزرگسالی مسیر مشخصی برای شناخت و ارزیابی وضعیت خود پیدا نکنند.
در بعضی کشورها و نظامهای درمانی، پیدا کردن متخصص یا خدماتی که بهطور مشخص با ارزیابی اوتیسم در بزرگسالان آشنا باشند نیز میتواند دشوار باشد.
در نتیجه، ممکن است فرد سالها با مجموعهای از تجربهها و چالشها زندگی کند، بدون اینکه احتمال اوتیسم حتی بهعنوان یکی از توضیحات ممکن بررسی شده باشد.
همین موضوع باعث شده توجه به اوتیسم در بزرگسالان اهمیت بیشتری پیدا کند؛ نه به این دلیل که اوتیسم پدیده جدیدی است، بلکه به این دلیل که بسیاری از بزرگسالان در گذشته دیده نشدهاند یا مسیر مناسبی برای ارزیابی نداشتهاند.
تشخیص اوتیسم در بزرگسالان چگونه انجام میشود؟
تشخیص اوتیسم در بزرگسالی صرفاً با پاسخ دادن به یک پرسشنامه یا انجام یک تست آنلاین انجام نمیشود.
ارزیابی معمولاً به مجموعهای از اطلاعات نیاز دارد؛ از جمله بررسی ویژگیهای فعلی فرد و تاریخچه رشد او.
در فرایند ارزیابی ممکن است موضوعاتی مانند موارد زیر بررسی شوند:
- تجربه فرد از ارتباطات و روابط اجتماعی
- الگوهای رفتاری و نیاز به ساختار
- تجربههای حسی
- علایق و رفتارهای تکراری
- ویژگیهای دوران کودکی و رشد
- تأثیر این تجربهها بر زندگی روزمره
همچنین، بعضی ویژگیها میتوانند با شرایط یا تفاوتهای دیگری همپوشانی داشته باشند. به همین دلیل، ارزیابی تخصصی تلاش میکند مجموعه اطلاعات را در کنار یکدیگر بررسی کند، نه اینکه فقط به وجود یک یا دو ویژگی توجه داشته باشد.
مقاله مرتبط: تشخیص اوتیسم در بزرگسالان چگونه انجام میشود؟
آیا تست آنلاین میتواند اوتیسم را تشخیص دهد؟
خیر. یک تست آنلاین بهتنهایی نمیتواند تشخیص قطعی اوتیسم ارائه کند.
برخی پرسشنامهها برای غربالگری یا خودارزیابی اولیه طراحی شدهاند و ممکن است به فرد کمک کنند درباره بعضی تجربههای خود دقیقتر فکر کند. اما نتیجه یک پرسشنامه بهتنهایی مشخص نمیکند که فرد حتماً در طیف اوتیسم قرار دارد یا ندارد.
غربالگری با تشخیص یکسان نیست.
نتیجه یک ابزار خودارزیابی ممکن است دلیلی برای مطالعه بیشتر یا بررسی تخصصی باشد، اما نباید بهتنهایی مبنای نتیجهگیری قطعی قرار بگیرد.
مقاله مرتبط: تست آنلاین اوتیسم در بزرگسالان؛ این تستها چه چیزی را نشان میدهند؟
اگر فکر میکنید ممکن است در طیف اوتیسم باشید، چه کار کنید؟
اگر هنگام مطالعه درباره اوتیسم احساس میکنید بخشی از توضیحات با تجربههای شما شباهت دارند، لازم نیست فوراً به یک نتیجه قطعی برسید.
بهتر است ابتدا به الگوی کلی تجربههای خود نگاه کنید.
فقط روی یک ویژگی تمرکز نکنید
حساسیت به صدا، خستگی از مهمانی، علاقه شدید به یک موضوع یا نیاز به برنامهریزی، هرکدام بهتنهایی اطلاعات کافی برای نتیجهگیری درباره اوتیسم ارائه نمیدهند.
مجموعه تجربهها، سابقه آنها و تأثیرشان بر زندگی اهمیت بیشتری دارد.
به گذشته خود نگاه کنید
اگر امکانش را دارید، تجربههای دوران کودکی و نوجوانی خود را نیز بررسی کنید.
آیا بعضی تفاوتها از سالهای قبل وجود داشتهاند؟ آیا در مدرسه، دوستیها، محیطهای شلوغ یا مواجهه با تغییرات، تجربههای مشخصی داشتهاید؟
الگوهای شخصی خود را ثبت کنید
نوشتن درباره موقعیتهایی که برای شما دشوار، خستهکننده یا بیش از حد تحریککننده هستند، میتواند به شناخت بهتر الگوهای شخصی کمک کند.
در صورت نیاز، ارزیابی تخصصی را بررسی کنید
اگر این موضوع تأثیر قابل توجهی بر زندگی شما دارد یا میخواهید وضعیت خود را دقیقتر بررسی کنید، مراجعه به متخصصی که با ارزیابی اوتیسم در بزرگسالان آشناست میتواند قدم بعدی باشد.
جمعبندی
اوتیسم فقط موضوع دوران کودکی نیست.
بعضی افراد ممکن است سالها بدون اینکه بدانند در طیف اوتیسم قرار دارند زندگی کنند و تنها در نوجوانی یا بزرگسالی برای اولین بار این احتمال را بررسی کنند.
این موضوع میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از تصویر محدود و کلیشهای جامعه درباره اوتیسم گرفته تا توانایی فرد برای سازگار شدن با محیط، دیده نشدن ویژگیها در کودکی و افزایش پیچیدگی زندگی در بزرگسالی.
ویژگیهای اوتیسم در بزرگسالان نیز در همه افراد یکسان نیستند. تفاوت در بعضی جنبههای ارتباط اجتماعی، نیاز به پیشبینیپذیری، تجربه متفاوت محرکهای حسی، علایق عمیق و متمرکز یا خستگی ناشی از سازگاری دائمی، تنها بخشی از تجربههایی هستند که ممکن است در بعضی افراد دیده شوند.
اما هیچ ویژگی واحدی بهتنهایی اوتیسم را مشخص نمیکند.
شناخت بهتر اوتیسم در بزرگسالی میتواند به فرد کمک کند تجربههای خود را در چارچوب دقیقتری بررسی کند، اما تشخیص نیازمند ارزیابی تخصصی است.
برای بسیاری از افرادی که در بزرگسالی با این موضوع مواجه میشوند، سؤال بعدی معمولاً درباره اصطلاحاتی مانند اسپرگر، اوتیسم خفیف و اوتیسم سطح ۱ است. تفاوت این مفاهیم و ارتباط آنها با طبقهبندیهای امروزی، موضوع مقاله بعدی این مجموعه است.
سوالات متداول درباره اوتیسم در بزرگسالان
آیا ممکن است فرد تا ۳۰ یا ۴۰ سالگی متوجه اوتیسم خود نشود؟
بله. بعضی افراد ممکن است تا بزرگسالی هرگز احتمال قرار گرفتن در طیف اوتیسم را بررسی نکرده باشند. ویژگیهای آنها ممکن است در کودکی تشخیص داده نشده باشند یا فرد روشهایی برای سازگار شدن با محیط پیدا کرده باشد.
آیا اوتیسم ممکن است در بزرگسالی شروع شود؟
اوتیسم یک وضعیت رشدی عصبی است و به این معنا نیست که فرد ناگهان در بزرگسالی اوتیستیک میشود. اما ممکن است ویژگیهای آن تا سالها شناسایی نشده باشند یا با افزایش پیچیدگی و فشار زندگی واضحتر شوند.
آیا فرد اوتیستیک میتواند شغل، تحصیلات و زندگی مستقل داشته باشد؟
بله. افراد اوتیستیک تواناییها، نیازها و شرایط بسیار متفاوتی دارند. داشتن شغل، تحصیلات، رابطه عاطفی یا زندگی مستقل بهتنهایی وجود یا نبود اوتیسم را مشخص نمیکند.
آیا همه افراد اوتیستیک مشکلات اجتماعی آشکار دارند؟
خیر. تجربه افراد متفاوت است. بعضی افراد ممکن است تعاملات اجتماعی زیادی داشته باشند، اما برای مدیریت آنها انرژی قابل توجهی مصرف کنند یا بخشی از قواعد اجتماعی را بهصورت آگاهانه یاد گرفته باشند.
آیا اوتیسم سطح ۱ همان اسپرگر است؟
این اصطلاحات دقیقاً مترادف نیستند و سابقه و کاربرد متفاوتی دارند. برای درک دقیقتر تفاوت آنها باید اصطلاح اسپرگر، اختلال طیف اوتیسم و سطوح نیاز به حمایت بهصورت جداگانه بررسی شوند.
آیا یک تست آنلاین میتواند تشخیص دهد که من اوتیستیک هستم؟
خیر. بعضی ابزارهای آنلاین میتوانند برای غربالگری یا خودارزیابی اولیه استفاده شوند، اما نتیجه آنها تشخیص قطعی نیست و باید در چارچوب مناسب تفسیر شود.
